اساس و عملکرد اکسترودر تک مارپیچ در خط تولید سیم و کابل

اساس و عملکرد اکسترودر تک مارپیچ در خط تولید سیم و کابل

شناخت دقیق ویژگی‌های پلیمری و رفتار مواد در مراحل گوناگون فرآیند تولید، بنیادین‌ترین شرط دستیابی به محصول نهایی استاندارد در مجتمع صنعتی البرز ابهر است. آگاهی از این رفتارها سبب می‌شود فرآیند اکستروژن، تجهیزات و مواد اولیه به‌ شکلی بهینه مدیریت شوند. در این نوشتار، به بررسی ساختار و اصول کارکرد اکسترودر تک‌مارپیچ می‌پردازیم؛ چرا که درک تجهیزات و نحوه تعامل با آن‌ها، تنها راهگشای بهره‌برداری حداکثری و تولید سیم و کابل با کیفیت است.

محصولی استاندارد و بادوام زمانی حاصل می‌شود که دستگاه اکسترودر در خط تولید عایق‌کاری یا روکش‌کاری، اهداف زیر را با دقت پیگیری کند:

  1. رسیدن به دمای دقیق ذوب پلیمر
  2. حفظ یکپارچگی و ثبات حرارتی مذاب در تمام طول فرآیند
  3. ایجاد فشار کنترل‌شده و مشخص برای مذاب در تورین و هد خروجی
  4. دستیابی به محصولی کاملاً همگن با اختلاط یکنواخت

در صورت تحقق این موارد، فرآیند اکستروژن به بالاترین سطح بهره‌وری خود می‌رسد.

سیر تکاملی دستگاه‌های اکسترودر

ساده‌ترین شکل اکسترودر، مدل پیستونی است. در این دستگاه، فشار لازم برای خروج مواد از طریق نیروی محرکه‌ای که به پیستون درون محفظه استوانه‌ای (سیلندر) وارد می‌شود، فراهم می‌گردد. اعمال گرما به محفظه باعث کاهش ویسکوزیته و ذوب مواد می‌شود و با ترکیب فشار و دما، محصول از قالب خارج می‌گردد. با این حال، این روش برای تولید سیم و کابل مدرن کارایی ندارد؛ زیرا فرآیند آن ناپیوسته است و به دلیل خاصیت عایق‌بودن پلیمرها، انتقال حرارت از سطح پوسته به مرکز مواد زمان بسیار طولانی می‌طلبد. افزایش دمای دیواره نیز به تخریب رزین منجر می‌شود و از سوی دیگر، گرمایش برشی در این روش ناچیز است.

اکسترودر تک‌مارپیچ؛ تجهیز اصلی خط تولید

اکسترودر تک‌مارپیچ، اصلی‌ترین تجهیز خطوط تولید مجتمع صنعتی البرز ابهر است. این دستگاه از پنج بخش تشکیل شده است: ۱. سیستم محرک (شامل موتور، گیربکس، بلبرینگ‌ها و مجموعه یاتاقان) ۲. سیستم تغذیه (شامل قیف، گلوی تغذیه و بخش آغازین مارپیچ) ۳. مارپیچ، سیلندر و سیستم‌های گرم‌کننده ۴. مجموعه تورین (کراس‌هد) و هد خروجی ۵. سیستم کنترل و فرمان

مواد اولیه (گرانول یا پودر پلیمری) از قیف وارد شده، در بخش سیلندر ذوب و همگن می‌شوند و به‌عنوان مذابِ تحت فشار، به سمت تورین پمپاژ می‌شوند تا لایه عایق یا روکش محافظ را روی رسانا شکل دهند.

نسبت طول به قطر (L/D)؛ پارامتر کلیدی در ظرفیت تولید

اکسترودرها بر اساس قطر مارپیچ و نسبت طول به قطر (نسبت طول محوری سیلندر به قطر آن) طبقه‌بندی می‌شوند. میزان عملکرد و ظرفیت خروجی دستگاه، رابطه مستقیمی با این نسبت دارد. دو اکسترودر با قطر یکسان اما نسبت طول متفاوت، عملکردهای کاملاً متفاوتی از خود نشان می‌دهند. اکسترودرهایی با نسبت طول بیشتر، توانایی بسیار بالاتری در اختلاط و ذوب کامل پلیمرهای عایقی دارند.

مزایای طراحی با نسبت طول کوتاه‌تر:

  1. نیاز به فضای کمتر برای نصب و راه‌اندازی
  2. سرمایه اولیه و هزینه جابجایی کمتر برای قطعات یدکی
  3. زمان ماندگاری کمتر مواد در دستگاه (امری حیاتی برای پلیمرهای حساس به حرارت)
  4. نیاز به گشتاور چرخشی و توان موتور کمتر

مزایای طراحی با نسبت طول بلندتر:

  1. خروجی و ظرفیت تولید به مراتب بیشتر
  2. توانایی اختلاط با ظرفیت بالا برای ایجاد همگنی در لایه عایق
  3. قابلیت پمپاژ مذاب تحت فشارهای بسیار بالاتر در تورین
  4. تکیه بیشتر بر گرمای هدایتی به‌جای گرمای برشی (جلوگیری از تخریب حرارتی پلیمر)
  5. انتقال حرارت بهتر از بدنه سیلندر به مواد

معمولاً در صنعت سیم و کابل، نسبت‌های طول به قطر متفاوتی نظیر ۱۸:۱، ۲۰:۱، ۲۴:۱، ۳۰:۱، ۳۶:۱ و ۴۰:۱ مورد استفاده قرار می‌گیرند. میزان ظرفیت خروجی نیز مستقیماً با قطر مارپیچ متناسب است و اکسترودرهایی با قطر بیشتر، خروجی بالاتری را به خط تولید تحویل می‌دهند.

سیستم تغذیه و جریان مواد

سیستم تغذیه در اکسترودرهای تک‌مارپیچ به دو روش «تغذیه ثقلی آزاد» و «تغذیه کنترل‌شده» انجام می‌شود. در هر دو روش، قیف مستقیماً روی گلوی تغذیه قرار می‌گیرد. دمای این بخش باید به دقت مدیریت شود؛ به‌گونه‌ای که گرمای ملایمی داشته باشد اما از آستانه نرم‌شدن پلیمر پایین‌تر بماند.

هدف از خنک‌کاری گلوی تغذیه با جریان آب، جلوگیری از چسبناک‌شدن و به‌هم‌پیوستن دانه‌های پلیمر در این ناحیه است. چسبیدن مواد باعث تشکیل پل (قوس) و انسداد مسیر تغذیه می‌شود. برای حداقل‌رساندن انتقال حرارت از سیلندر به قیف، یک لایه عایق حرارتی بین این دو بخش تعبیه می‌شود. شکل هندسی قیف و گلوی تغذیه نیز باید به‌گونه‌ای باشد که مواد بدون ایجاد گلوگاه، درون اکسترودر جریان یابند.

گلوی تغذیه شیاردار؛ راهکار افزایش خروجی

در صنعت سیم و کابل، برای افزایش تناژ تولید از گلوی تغذیه شیاردار استفاده می‌شود. این شیارها در ابتدای بخش تغذیه و دقیقاً زیر قیف تعبیه شده‌اند؛ عمیق هستند و پیش از ورود به ناحیه اصلی سیلندر محو می‌شوند. کانال‌های خنک‌سازی اطراف این بخش، گرمای ناشی از اصطکاک چرخش مارپیچ و تراکم دانه‌ها را خنثی کرده و از ذوب زودرس مواد جلوگیری می‌کنند. شیارها می‌توانند در جهت محوری یا به‌صورت مارپیچی حول قسمت تغذیه طراحی شوند.

مزیت اصلی این طراحی، افزایش چشمگیر اصطکاک بین دانه‌ها و دیواره است که خروجی دستگاه را بالا می‌برد. البته این سیستم نیازمند رعایت سه اصل است: خنک‌کاری قوی برای خنثی‌سازی گرمای اصطکاکی، لایه عایق حرارتی استاندارد بین سیلندر و بخش تغذیه، و استفاده از مارپیچ‌هایی با نسبت تراکم پایین‌تر برای افزایش سرعت عملکرد.

مارپیچ، سیلندر و سیستم‌های حرارتی

مارپیچ، هسته اصلی اکسترودر است که وظیفه انتقال مواد، ایجاد شرایط گرمایشی، ذوب، همگن‌سازی و پمپاژ مذاب به سمت تورین را بر عهده دارد. در مجتمع صنعتی البرز ابهر، پلیمرها در سیلندر با کنترل دقیق دما در نواحی مختلف حرارتی ذوب می‌شوند تا احتمال تخریب حرارتی مواد به صفر برسد.

سیلندر در طول خود به نواحی حرارتی مختلف تقسیم می‌شود. در هر ناحیه، گرم‌کن‌ها به همراه حسگرهای دمایی برای کنترل دقیق قرار گرفته‌اند. در صورت خرابی یکی از گرم‌کن‌ها، پخش حرارت یکنواخت نخواهد بود و سطح سیلندر دمای متفاوتی پیدا می‌کند. به همین دلیل، تعویض فوری گرم‌کن‌های معیوب، از اصول اولیه نگهداری خط تولید است.

مقاومت سایشی سیلندر

سیلندرها از فولاد کربن ساخته شده و عملیات نیتریدکردن (نیتراسیون) آن‌ها را تا عمق حدود سه میلی‌متر، سخت و مقاوم می‌سازد. در اکسترودرهای کوچک‌تر ممکن است از فولاد ضدزنگ استفاده شود که هرچند مقاومت خوردگی بالایی دارد، اما هدایت حرارتی پایین‌تری داشته و سخت‌کاری آن باعث کاهش مقاومت در برابر خوردگی می‌شود.

راهکار جایگزین برای مقاومت در برابر سایش و خوردگی، استفاده از پوشش‌های ترکیبی دوفلزی است که ضخامت و استحکام بالاتری نسبت به نیتریدکردن دارند. روش سوم، استفاده از یک لایه آسترِ درون‌سپاری‌شده از جنس آلیاژهای مقاوم است. نکته حائز اهمیت این است که سطح درونی سیلندر باید همواره سخت‌تر از مارپیچ باشد؛ زیرا مساحت تماس سیلندر با مارپیچ حدود ۱۰ به ۱ است و رشته‌های مارپیچ در هر دور چرخش، تنها با حدود ۱۱ درصد از دیواره سیلندر در تماس‌اند. به همین دلیل، مارپیچ‌ها زودتر از سیلندر دچار ساییدگی می‌شوند.

ایمنی فشار بالا

فشار مذاب پلیمر در سیلندر می‌تواند خطرناک باشد. به همین دلیل، در هد خروجی اکسترودر، دیسک گسیختگی (Rupture Disc) ایمنی نصب می‌شود. این دیسک در صورت افزایش ناگهانی فشار (ناشی از انسداد تورین یا سایر دلایل) عمل کرده و فشار مذاب را تخلیه می‌کند تا از آسیب جدی به تجهیزات جلوگیری شود. سیلندرها معمولاً برای تحمل فشارهای بسیار بالا طراحی می‌شوند.

سیستم‌های گرمایش و خنک‌کاری

برای سیلندر و آداپتور از سه نوع گرم‌کن اصلی استفاده می‌شود: گرم‌کن‌های ریخته‌گری‌شده، سرامیکی و میکایی. این گرم‌کن‌ها باید حداکثر مساحت ممکن اطراف سیلندر را بپوشانند تا از ایجاد نقاط داغ جلوگیری شده و گرما به‌صورت یکنواخت پخش شود. گرم‌کن‌های سرامیکی برای دماهای بالاتر طراحی شده‌اند.

سیستم خنک‌کاری نیز نقشی اساسی در کنترل ضخامت و کیفیت لایه عایق دارد. خنک‌کاری با آب به دلیل ظرفیت انتقال حرارت بالا و دقت کنترل بیشتر، برتری محسوسی نسبت به خنک‌کاری هوایی دارد. مسیرهای آب باید به‌صورت دوره‌ای بازرسی شوند تا دچار رسوب‌گذاری و انسداد نشوند. در سیستم‌های خنک‌کاری هوایی، از فین‌های شیاردار اطراف سیلندر برای افزایش سطح تماس حرارتی و فن‌های قدرتمند استفاده می‌شود تا بیشترین بازدهی حاصل گردد.

هندسه و بخش‌های مختلف مارپیچ

مارپیچ اکسترودر از سه بخش هندسی مجزا تشکیل شده است که هر کدام وظیفه فیزیکی مشخصی در فرآیند عایق‌کاری دارند: ۱. بخش تغذیه (Feed Zone): در این ناحیه، از رشته‌هایی با عمق زیاد برای انتقال بی‌وقفه پودر یا دانه‌های پلیمری از گلوی تغذیه به سمت جلوی دستگاه استفاده می‌شود. ۲. بخش انتقال یا تراکم (Compression Zone): در این بخش، عمق کانال‌ها به‌تدریج کاهش می‌یابد. این کاهش فضای خالی، باعث متراکم‌شدن رزین‌های در حال ذوب و هدایت آن‌ها به مرحله بعدی می‌شود. ۳. بخش سنجش (Metering Zone): آخرین ناحیه مارپیچ است که کانال‌های آن در کم‌عمق‌ترین حالت خود قرار دارند. وظیفه اصلی این بخش، ایجاد فشار نهایی و تنظیم جریان مذاب پیش از ورود به تورین عایق‌کاری است.

اصطلاحات هندسی مارپیچ

برای درک رفتار مارپیچ در انتقال مواد، آشنایی با پارامترهای هندسی آن الزامی است:

  1. عمق کانال: فاصله از نوک رشته مارپیچ تا کف کانال.
  2. کانال: فضای بین دو رشته پیوسته که مواد در آن جریان دارد.
  3. لبه پشت‌ران (Trailing Edge): سطحی که در جهت مقابل چرخش مارپیچ قرار دارد.
  4. لبه جلوران (Leading Edge): سطحی که مستقیماً مواد را به جلوی دستگاه هل می‌دهد.
  5. گام مارپیچ: فاصله محوری بین دو رشته متوالی.
  6. زاویه مارپیچ: زاویه‌ای که رشته نسبت به خط عمود بر محور بدنه مارپیچ می‌سازد.
  7. قطر نامی (خارجی) مارپیچ: دورترین فاصله بین رشته‌ها در عرض بدنه.
  8. قطر هسته (Core Diameter): قطر بدنه اصلی مارپیچ بدون احتساب عمق رشته‌ها. (مجموع قطر هسته و دو برابر عمق کانال، برابر با قطر داخلی سیلندر است).
  9. طول کل: فاصله از ابتدای مارپیچ در قیف تا نوک آن.

تنظیم این ابعاد و زوایا، کلید دستیابی به خروجی مطلوب و پمپاژ بی‌نقص مذاب پلیمری برای تشکیل لایه عایق بدون نقص روی رساناهای مسی و آلومینیومی است.